غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
27
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
اى دشمن دين و آن سرخيل اهل كفر و ظلم از شنيدن اين دشنام برآشفت و فرمود كه آن جناب را بگيرند و ايذا نمايند تا از دين اسلام برگردد و فرمان بر ان بموجب فرموده عمل نموده چون از ارتداد آن عالم پاك اعتقاد مايوس گشته در مدرسهء كه خود ساخته بود او را چهار ميخ كردند تا بجوار مغفرت الهى و اصل شد و بعد از شهادت مولانا علاء الدين محمد رسم بانك نماز و قامت و اقامت نماز جمعه و جماعت از آن ديار برافتاد و دست تقدير ملك قدير ابواب فتنه و فساد ظلم و بيداد بر روى مسلمانان بگشاد و در خلال اين احوال حاكم قوم مكريت توقيقان از كوشلوك جدا گشته به طرف قم كنجك رفت چنگيز خان اين اخبار استماع نموده فرمان فرمود كه جبهنويان با چند تومان از سپاه ظفرنشان متوجه دفع كوشلوك گردد و جبه بموجب فرمان بجانب كاشغر روانشده چون بحدود آن ولايت رسيد كوشلوك روى بهزيمت نهاد و جبه بكاشغر درآمده فرمود كه در كوچه و بازار ندا كردند كه همهكس بايد كه بر كيش آبا و اجداد خويش باشند و متعرض يكديگر نشوند و از اتباع كوشلوك هركه را هرجا يابند بكشند لاجرم اهل اسلام از ظلم و تعدى آن بد نام نجات يافته فوجى از مغولان كوشلوك را تعاقب نمودند و بهركس از قوم نايمان رسيدند فى الحال بقتل رسانيدند و كوشلوك بكوهستان بدخشان گريخته از غايت سراسيمگى بدرهء رفت كه آن را سارق قول مىگفتند و راه بيرون شدن نداشت و در آن حين جمعى از صيادان در آنكوه به شكار اشتغال مىنمودند مغولان ايشان را گفتند كه اگر اين جماعت را كه از ما گريختهاند گرفته بما بسپاريد بجان امان يابيد صيادان از اطراف و جانب كوشلوك و اتباع او درآمده همه را بدست آوردند و بمغولان سپردند و ايشان كوشلوك را گردن زده سرش پيش جبهنويان بردند و جبه آنسر را نزد چنگيز خان فرستاد آنگاه جوجى خان را بدفع توقيقان كه به طرف كنجك رفته بود نامزد فرمود و جوجى بر وجهى كه در آخر ذكر سلطان محمد خوارزم شاه نوشته شده مهم توقيقان و قوم او را ساخته مراجعت كرد آنگاه چنگيز خان بنابر اسباب مذكوره روى توجه بماوراء النهر آورد . گفتار در بيان توجه چنگيز خان بجانب ماوراء النهر و كشته شدن اكثر متوطنان آن بلاد به تيغ خشم و قهر چون خاطر خطير چنگيز خان از ضبط ممالك شرقى و شمالى فراغت يافت و آتش سياستش بر كانون درون مخالفان آنحدود تافت تسخير ممالك سلطان محمد خارزمشاه را پيش نهاد همت بلند نهمت ساخته با سپاهى افزون از قطره در عدد و ذره در شمار بجانب ماوراء النهر روانشد و چون بنواحى انزار نزول اجلال فرمود اوكداى و جغتاى را بمحاصره آنشهر باز - داشت و جوجى خانرا بجانب جند فرستاد و آلاق نويانرا بفناكت و خجند ارسال نمود و بنفس خويش با تولى خان متوجه بخارا گشت و ناگاه بقصبهء زرنوت رسيدند و اهالى آنجا نخست